شاید پست - تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 8:25
شاید بهتر این باشه که بعضی وقت ها آدم جمع و جور کنه و بره جاش مهم نیست حتی رفتنش هم مهم نیست مهم ، نبودنست اما سختی رفتن و دلکندن بواقع سختی رفتن و کندن نیست! بد ماجرا اونجاست که وقتی می ری به پشت سرت که نگاه می کنی می بینی ، هیچی با خودت برنداشتی ، همه چی باقی گذاشتی و رفتی! اما بازهم میگم بعضی وقت...
شاید آخرین پست - تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
شاید بهتر این باشه که بعضی وقت ها آدم جمع و جور کنه و بره جاش مهم نیست حتی رفتنش هم مهم نیست مهم ، نبودنست اما سختی رفتن و دلکندن بواقع سختی رفتن و کندن نیست! بد ماجرا اونجاست که وقتی می ری به پشت سرت که نگاه می کنی می بینی ، هیچی با خودت برنداشتی ، همه چی باقی گذاشتی و رفتی! اما بازهم میگم بعضی وقت...
- تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 15:01
در مدرسه رفاه ارتشی بودم در رکس تماشاچی بودم در شصت و هفت جوانی سالخورده بودم در هفتاد و هشت دانشجو بودم روزنامه نگار بودم قاتل زنجیره ای بودم در هفتاد و هشت و نویسندگی های همیشگی اش در هشتاد و هشت مردم بودم رای بودم موازی صندوق در نود و شش سلاح بودم ، که به رگبار می بستم خودم را! در جنگ هشت ساله: ش...